اعلام رسمی جنبش انصارالله یمن مبنی بر ممنوعیت کامل تردد کشتیهای وابسته به رژیم صهیونیستی از تنگه بابالمندب، آن هم تنها چند ساعت پس از دور جدید درگیریها علیه ایران، بار دیگر یکی از مهمترین گلوگاههای راهبردی جهان را به کانون توجه محافل رسانهای کشاند؛ آبراهی که این روزها بسیاری از تحلیلگران غربی از آن با عنوان «هرمز دوم» یاد میکنند.
به عهده گرفتن مسئولیت حمله موشکی به رژیم صهیونیستی و اعلام این ممنوعیت کافی بود تا بار دیگر هشدارها درباره شکلگیری یک بحران تازه در زنجیره تجارت جهانی و بازار انرژی افزایش یابد؛ بهویژه آنکه حدود ۱۲ درصد تجارت دریایی جهان از این آبراهه عبور کرده و هرگونه اختلال در آن، کشتیها را ناچار به تغییر مسیر از دماغه امید نیک و تحمل هزینههای سنگینتر حملونقل و بیمه میکند.
حساسیت اعمال کنترل بر این تنگه راهبردی شاید از مهمترین عوامل همکاریهای امنیتی و نظامی میان رژیم صهیونیستی و «سومالیلند» است که سبب شد اسرائیل نخستین جایی باشد که آن را بهعنوان کشور مستقل به رسمیت شناخت. «تایمز اسرائیل» نیز در اوایل آغاز جنگ علیه ایران در اسفندماه گذشته، در گزارشی با عنوان «سومالیلند؛ شریک راهبردی در گلوگاه بابالمندب» تصریح کرده بود کنترل این تنگه، نقشی تعیینکننده در امنیت انرژی و موازنه قدرت در منطقه دارد و به همین دلیل به آمریکا و متحدانش توصیه کرده بود برای جلوگیری از نفوذ رقبای خود، حضور راهبردیشان را در دو سوی این گذرگاه تقویت کنند.
مضاف بر همه اینها و در پی تلاش سعودیها برای کاستن از وابستگی به تنگه هرمز از طریق انتقال نفت به بنادر دریای سرخ، باید گفت کارت استفاده از این تنگه برای روز مبادا از قضا قدرت بیشتری از قبل یافت و عربستان صرفاً بخشی از ریسک را به این آبراهه منتقل کرد. به بیان دیگر، این آبراهه نه جایگزین هرمز، بلکه مکمل آن در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه شد.
نکته قابل توجه اما این است که در طول جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که از ۹ اسفند آغاز شد و حتی در تنشهای پس از آتشبس موقت، تهران با وجود برخورداری از این ظرفیت منطقهای، عملاً از کارت بابالمندب استفاده نکرد و صرفاً با طرح موضوع تنگه هرمز، بخشی از قدرت بازدارندگی خود را به نمایش گذاشت. این رویکرد را میتوان نشانهای از مدیریت هوشمندانه تنش و بهرهگیری مرحلهای از اهرمهای ژئوپلیتیکی دانست؛ به این معنا که همه ظرفیتهای فشار بهطور همزمان مصرف نشده و بخشی از آنها برای شرایط حساستر حفظ شده است.
ورود بابالمندب به معادلات جنگ، آن هم صرفاً در وجه تنبیهی برای کشتیهای وابسته به رژیم متجاوز صهیونیستی و نه دیگران، این نکته را برجسته میکند که ایران و متحدانش از اهرمهای استفادهنشده مهمی برخوردارند. طرح بسته شدن این آبراهه توسط یمن سبب شد فعالان رسانهای بیطرف دوباره این پرسش را مطرح کنند که «آیا هنوز کسی هست که ترامپ را پیروز این نبرد بداند؟».





نظر شما